تبليغاتX
انگشتان جوهری - احمد بورقانی
...و پرستوها در گودي انگشتان جوهريم تخم خواهند گذاشت..
شاید خود آقای بورقانی یادش نیاد ولی وقتی من تازه خبرنگارپارلمانی شده بودم چون خیلی سن و سالم کم بود خبرنگارای پارلمانی به هیات رییسه یه نامه نوشته بودن و درخواست کرده بودن که مانع از حضور من بشن البته من اون موقع توی یه روزنامه استانی کار میکردم حالا نمیدونم که ایشون گفتن یا نه اما یکی از خبرنگارا به نقل از آقای بورقانی گفت که اون از من دفاع کرده و گفته این( اشاره به من) ۴ سال دیگه کارش از همتون بهتر میشه و با درخواست اونا موافقت نکرده بود ....

امروز رفتم عیادتشون تو بیمارستان قلب خوب خوب بودن لطیفه هم تعریف میکردن. رو تخت بیمارستان هم یه دفترچه دستشون بود که من دقیقن نفهمیدم گوشه هایی از مطالبی که گفته میشد رو نوشتن یا اسامی عیادت کننده ها... به هر حال مهم اینه که اسم بورقانی و روزنامه و نوشتن به ذهن میآد و حتی تو بستر بیماری هم قلمش رو پایین نمی ذاره... هرچند که مدتیه مطلبی مقاله ای یا مصاحبه ای اطش ندیدیم ... 

قلم به دست

به مناسبت حضور خودم

برای سلامتی کاملش دعا میکنیم

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم آبان 1384ساعت 17:53  توسط مریم   |