|
|
|
|
|
بوي پيرهنت چون برف بهاري، تمام اتاق را سفيد كرده بود
عقربهها مثل دو تيغه الماس بر مچ دستم برق ميزند و زمين به قطره اشك درشت و معلقي ميمانست ماجراي مرا پاياني نبود اگر عطر تو از صندلي بر نميخاست دستم را نميگرفت و به خيابانم نميبرد. شمس لنگرودي |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 16:32 توسط مریم
|
|
||
|
|
|
|
|
" سال نو مبارک " امسال هر جا عید دیدنی رفتیم در کنار جمله تبریک همیشگی و چاق سلامتی های متداول یه جمله سوالی تعجبی هم بین اقوام رد و بدل می شد: مهران مدیری رو می بینید؟! منظور همون سریال مرد هزار چهره است که جسارت در انتخاب و نوع پردازش سوژه ها تعجب خیلی ها رو برانگیخته ... به هر حال این روزا روزنامه ها تعطیله و هنوز معلوم نیست نوع مواجهه با این سریال چطور باشه؟ من فکر می کنم سوژه های بکری تو این سریال هدف قرار گرفته که حتی اگه حرف و حدیثی رو به دنبال نداشته باشه اما به عنوان یه کار بدیع تو تاریخ سریالهای طنز ثبت میشه.
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 18:51 توسط مریم
|
|
||