تبليغاتX
انگشتان جوهری
...و پرستوها در گودي انگشتان جوهريم تخم خواهند گذاشت..
در کوچه ها باد میامد
این ابتدای ویرانیست آن روز هم که د ست های تو ویران شد
باد میآمد
ستاره های عزیز
ستاره های مقوایی عزیز
وقتی در آسمان ، دروغ وزیدن میگیرد
دیگر چگونه می شود به سوره های رسولان سر شکسته پناه
آورد ؟
ما مثل مرده های هزاران هزار ساله به هم میرسیم و آنگاه
خورشید بر تباهی اجاد ما قضاوت خواهد کرد .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 19:41  توسط مریم   | 

"۱۶ آذر، روز جهاني كودك مبارك"وقتي اين جمله لابه‌لاي برنامه كودك شبكه تهران ظاهر شد تقريبا داشتم شاخ درمي‌آوردم .. تا جايي كه يادم مياد ۱۶ آذر با ترانه يار دبستاني و يادي از سه آذر اهورايي و ... همراه مي‌شد تا به حال در كنار اين تاريخ نام كودك را نديده و نشنيده بوديم ... البته اين يه اتفاق بود ۱۶ آذر امسال با روز جهاني كودك تقارن پيدا كرده بود ... بعد هم يكي دو تا پيامك طنز درباره اين تقارن به دستم رسيد ...

روز جهاني كودك را به تمام دانشجويان عزيز تبريك مي‌گم

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 17:13  توسط مریم   | 

هوا خيلي سرده

 اونقدر مه گرفته كه فردا رو نمي‌بينم

ميشه يه كم كنار بري مي‌خوام خورشيد رو ببينم

اگه نبود خودمو تسليم جاذبه مي‌كنم

زمين تشنه بلعيدن منه ...

+ نوشته شده در  جمعه نهم آذر 1386ساعت 13:34  توسط مریم   | 

آوازش كه تموم شد درخواست كمك كرد البته يه كم عجيب:"مي‌خوام با اين پولا ، نظام رو براندازي كنم"... نفسي كه تازه كرد و دوباره زد زير آواز دقت كردم ديدم ترانه‌اي كه مي‌خونه هم رنگ و بوي سياسي داره ...

پيرمرد قد كوتاهي بود كه ظاهرش هم به گداها نمي‌خورد، بعد از فراغت، دوباره شروع كرد: مي‌خوام يه حكومت تشكيل بدم كه از همه اقليت‌هاي مذهبي توش نقش داشته باشن، همه فعالان سياسي كه تو نظام جايي ندارن!

پيرمرد آوازه خوان، براي آدمهايي كه كمكش مي‌كردن دعا هم مي‌كرد: "خدا شما را از شر عوام‌فريبها نجات بده!"

اين هم يه نوع گداييه!

+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 18:20  توسط مریم   |