تبليغاتX
انگشتان جوهری
...و پرستوها در گودي انگشتان جوهريم تخم خواهند گذاشت..

از كنار بعضي عكسا نميشه گذشت... اين عكس و ساير عكساي خبري ايسنا مربوط به سالگرد حاج احمدآقا همين ويژگي رو دارن ...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 16:47  توسط مریم   | 

روزاي آخر سال حال و هواي خاص خودش رو داره آدم رو به گذشته‌ها پرتاب مي‌كنه و چه بخواي چه نخواي ياد روزاي رفته مي‌افتي كارهاي كرده و ناكرده، روزاي خوب و بد... لحظه‌هاي خوش و ناخوشي... روزاي آخر سال كه ميشه دوست داري چنگ بزني تو خاطرات و هر لحظه رشته‌اي رو بيرون بكشي و مرور كني... دوست داري آشفتگي‌هاي گذشته رو سامون بدي و به استقبال روزهاي نو بري...

روزهاي كشدار آخر سال با حال و هواي خاصي مي‌گذره ... دوست داري رابطه‌ها رو مرور كني دوستي‌ها و دشمني‌ها... وسوسه مي‌شي كه همه چيز رو تو هوايي كه داره نم نمك بهاري ميشه نو كني... دوست داري توي راه نگاهت به زمين نباشه و فرشايي كه از لبه‌ي ديوار پشت بوم آويزونن رو ببيني و گلشاونو بشماري ...

روزاي آخر سال كه ميشه به گذشته‌هات پرتاب مي‌شي و كش و قوست واسه بيرن اومدن از گذشته‌ها بي‌جواب مي‌مونه ... روزاي آخر بيشتر از هميشه دلتنگ مي‌شي... نه؟

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 14:40  توسط مریم   | 

دويدن و دويدن و دويدن ... چقدر دلم مي‌خواست يكي بياد كليد خاموش رو بزنه و خاموش بشم...
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 11:7  توسط مریم   | 

تازه كه اومده بودم سرويس وبلاگ‌ها يكي دو تا از دوستان مي‌پرسيدن كه حامد رو مي‌شناسم يا نه؟ وبلاگ‌‌اش رو مي‌خونم يا نه؟ راستش رو بخواهيد نه نمي‌شناختم ... تا اينكه ما با هم آشنا شديم و شماره من رفت تو ليست شماره‌هاي موبايل حامد...

از همون روزاي اول يه چيزي برام خيلي جالب بود و اون اس‌ام‌اس‌هاي گروهيش بود، جمله‌هايي كه به مناسبت‌هاي مختلف و متناسب با اوضاع و احوال روز  به نقل از «حضرت روح‌الله» مي‌فرستاد... حتي يادمه يه شب چندتا رو با هم برام فرستاد ... در كنار اس‌ام‌اس‌هاي جوك و طنز و حتي اخبار سياسي روز، كار حامد خاص بود و اين كار و لفظ «حضرت روح‌الله» جزئي از هويت حامد شده بود و هست...

حامد

همون روزا قبض موبايل حامد براي من يه معما بود كه با اين همه اس‌ام‌اس گروهي چقدر مياد؟ حالا نزديك به 9 ماه شايد بيشتر از اون زمان مي‌گذره و من و حامد شريك زندگي همديگه هستيم و همه‌ي مسايل مربوط به زندگي مشترك از جمله مسايل مالي رو با هم مديريت مي‌كنيم و پول موبايل حامد يكي از مواردي بود كه دو، دوتاي ما رو نهايتا سه تا مي‌كرد و نمي‌ذاشت به چهارتا برسه؟

« چند وقتيه كه به خاطر اس‌ام‌اس‌هاي گروهي پول موبايلم خيلي زياد اومده و حدود 80 درصد پول موبايلم به خاطر اس‌ام‌اسه. ديگه نمي‌تونم اس‌ام‌اس بزنم» اين آخرين پيام گروهي حامد بود وقتي داشت ارسال مي‌كرد  تا وقتي به دست من هم رسيد خيلي ناراحت بودم و عذاب وجدان داشتم ... من عذاب وجدان و حامد ناراحتي شديد... اون داشت يه بخشي از هويتش رو زنده به گور مي‌كرد و من تماشا مي‌كردم ... بغض كرده بودم اما سعي مي‌كردم قوي باشم و گريه نكنم ... سعي مي‌كردم واقعي نگاه كنم و احساساتي نشم... اون براي كاراش هدف داره و براي آرمان‌ها و اهدافش‌ حاضره هر هزينه‌اي بده... اما به قول خودش: « اينجاست كه دنيا جلوي آدم رو مي‌گيره »

البته من من مطمئنم كه دنيا جلوي اونو نمي‌گيره و راه‌هاي بهتري براي اين كار پيدا مي‌كنه پس اگه تا حالا براتون پيام مي‌فرستاده منتظر باشيد... 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 15:14  توسط مریم   | 

صداي جهاني عنوان پروژه‌اي است كه در قالب يك سايت فعاليت مي‌كند و با بررسي وبلاگ‌ها در سراسر جهان، گزارش‌هايي از رويكرد وبلاگ‌نويسان كشورهاي مختلف به زبان انگليسي منتشر مي‌كند. تا اينجا اشكالي نداره و خيلي هم كار جالبيه اما...

ديدن و شنيدن چنين خبري حتي اگه زبان انگليسي هم زياد بلد نباشي كنجكاوت مي‌كنه تا يه سري به اين سايت و صفحه ايران  اون بزنيد ...

آخرين گزارش‌هايي كه از وبلاگستان ايراني در اين سايت مي‌بينيد گزارش‌هايي از نوشته‌هاي بلاگر‌ها درباره انقلاب(با رويكردي منفي)، ويدئو‌هايي مربوط به نقض حقوق بشر كه البته مربوط به ايران نيست، فيلترينگ گسترده در ايران، بحران‌هاي كردستان كه البته مربوط به كركوك در خاك عراقه، نگراني بلاگر‌ها ايراني از فعاليت هسته‌اي كشورشان و نگراني از سايه‌ي جنگ و ناامني در آينده، خاطرات بلاگر‌هاي ايراني از زندان و ... است. من به عنوان كسي كه به خاطر شغلم گشت و گذار زيادي تو وبلاگ‌ها مي‌كنم شهادت مي‌دم كه جو وبلاگ‌هاي ايراني اين چيزي نيست كه در پروژه‌ي صداي جهاني جا گرفته ... نه بر اساس تحقيق اما بر اساس مشاهده‌هاي خودم مي‌دونم كه وبلاگ‌هاي سياسي درصد زيادي از وبلاگ‌ها رو تشكيل نمي‌دن تازه اگر هم تشكيل بدن همه مخالف نيستن...

انتقاد به سياست‌هاي دولت يا نگراني از تهديدات امنيت ملي و حتي بحث فيلترينگ و .... وجود دارد و تو روزنامه‌ها و ساير رسانه‌ها هم مي‌بينيم كشف جديدي نيست و به معناي ضديت با نظام هم محسوب نمي‌شه اما اون چيزي كه از بلاگر‌هاي ايراني در صداي جهاني منعكس مي‌شه سعي در تلقين اين داره كه وبلاگ‌نويسان ايراني گروه‌هاي مخالف و حتي خواهان براندازي نظام هستن و اين واقعيت نداره...

بلاگر‌هاي سياسي غالبا معترض و منتقد هستن اما بين منتقد و معاند تفاوت وجود دارد كه پيش‌برنده‌هاي پروژه‌ي صداي جهاني از اون غافلن. به نظر من چنين رويكردهايي باعث مي‌شود كه فضاي وبلاگ‌ها تنگ‌تر بشه و اين حس به داخل هم القا بشه كه وبلاگ‌‌نويس‌ها گرو‌هاي معاند محسوب مي‌شن...

من تاثير اين حركت رو مثل حركت دستگيري عده‌اي با عنوان وبلاگ‌نويس مي‌دونم كه هنوز هم به عنوان پرونده‌ي وبلاگ‌نويس‌ها معروفه و اين عنوان به نظر من جعلي چنان فضاي وبلاگستان رو مسموم كرده كه هنوز هم بوي اين سم از اون استنشاق مي‌شه ... 

البته اين هم جاي سوال داره كه چرا براي اولين بار راديو فردا تو روزهاي گذشته خبر راه‌اندازي اين سايت رو داد در حالي كه دو سال از راه‌اندازي اين پروژه مي‌گذره و حتي در اين خبر هم عنوان شده كه: "ربکا مک‌کينن» و «ايتان زاکرمان»، دو پژوهشگر مرکز «برکمن» در دانشگاه هاروارد، بیشتر از دو سال است که پروژه «صداهای جهانی» را راه‌اندازی کرده‌اند. اين پروژه در حقيقت سايتی است که حاوی مطالب وبلاگ‌های مختلف دنيا است. مطالب اين وبلاگ‌ها از قبيل رويدادها، اخبار و نقطه‌نظرات که به بيش از صد زبان نوشته شده‌اند، به انگليسی ترجمه شده و در اختيار عموم از جمله رسانه‌ها قرار می‌گيرد. خبرنگاران «بی بی سی»، «گاردين» و «رويترز» از مشتريان عمده مطالب اين سايت هستند و رويترز از پشتيبانان آن محسوب می‌شود."

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 11:53  توسط مریم   |