|
|
|
|
|
طرح ساماندهي سايتها و وبلاگها از اون طرحهاييه كه هيچ آدم منصفي نميتونه ازش دفاع كنه و اساسا اين طرح حتي با مستثني كردن وبلاگهايي كه دامنه اختصاصي ندارن، با مشكلاتي همراهه كه نميشه از كنار اون گذشت و به اين نابساماني تن داد.
امروز روزنامه كيهان گزارشي در حمايت از اين طرح نوشته بود كه به خوبي نشون ميده كه اين طرح قابل دفاع نيست. نوشتهي كيهان رو در دفاع و نوشتهي ايستگاه رو در نقد ساماندهي عينا نقل مي كنم. خودتان قضاوت كنيد: ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي با قوت ادامه مي يابد پس از به اجرا درآمدن طرح ساماندهي فعاليت پايگاههاي اينترنتي ايراني توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي دولت نهم، حجم انبوهي از فعاليت هاي تخريبي و غرض ورزانه از جانب گروه هاي مختلف و با اهداف متفاوت آغاز شده است. به گزارش خبرنگار كيهان اين طرح به منظور انتظام امور و فعاليت هاي اطلاع رساني و توسعه خدمات دسترسي به اينترنت در كشور، با هدف ساماندهي (ثبت، حمايت و نظارت) فعاليت هاي پايگاههاي اطلاع رساني اينترنتي ايراني صورت مي گيرد. به رغم نياز مبرم به اين ساماندهي و نظم بخشي به فضاي مغشوش پايگاههاي اطلاع رساني فارس، برخي مطبوعات و سايت ها با انتقاداتي به تخريب اين اقدام مهم پرداختند. از جمله ايرادات منتقدان به سرور ميزبان سايت ساماندهي است كه با انتشار خبركذبي آنرا متعلق به يك سايت آمريكايي معرفي كردند كه در داخل خاك آمريكا قرار دارد. لازم به ذكر است كه بنا به اطلاعات دريافتي كيهان سرور ميزبان اين طرح متعلق به شركت كانادايي wildhosterاست. اما علت اين خبرسازي به دليل اشتباه در شناسايي Internet provider IP) يا همان ارائه دهنده پهناي باند اين شركت است. اصولا به دليل پهناي باند با كيفيت، اكثر شركت هاي كانادايي از شركت هاي آمريكايي براي اين كار استفاده مي كنند و اين به معناي آمريكايي بودن سايت مورد نظر نيست. از سوي ديگر مراجعه به سايت رسمي شركت wildhosterمي توان فهميد كه اين شركت يك شركت كانادايي است كه خدمات ميزباني وب ارائه مي دهد. ايراد ديگري كه به اين سايت گرفته مي شد طراحي آن بود. طراحي اين سايت شباهت هايي با يك سايت ديگر داشت كه البته در اثر استفاده ناآگاهانه دو طراح وب از يك ايده يا يك Template در طراحي سايت بوده است. از سوي ديگر با توجه به وجود ميليون ها سايت در محيط وب اين نوع امور امري عادي به حساب مي آيد. لازم به ذكر است كه اين مشكل در روز اول راه اندازي سايت بررسي و رفع گرديد. با اين حال در چند روز اخير اقدامات تخريبي ديگري هم در محيط اينترنت صورت گرفته است. از اين ميان مي توان به حملات متعدد هكر هاي ايراني و بعضاً خارجي به سايت ساماندهي اشاره كرد. همزمان با اين مسايل بسياري از وبلاگ ها وهكرها با بمباران گوگلي اين سايت تحت عنوان censorship(سانسور عقايد) ولينك دادن متعدد به سايت ساماندهي پرداختند كه باعث شد حتي نظر هكرهاي خارجي هم به اين سايت جلب شود. با وجود تهديدات فراوان امنيتي تاكنون حتي در شلوغ ترين زمان هاي ترافيك سايت هيچگونه قطعي و اختلال در سايت بوجود نيامده است. همه portها و حفره هاي امنيتي توسط كارشناسان بطور شبانه روزي تحت نظر قرار دارد و كليه عملكرد هكرها و حملات بصورت مداوم رصد مي شود. از سوي ديگر به منظور مراقبت از پايگاه بصورت مداوم از كليه اطلاعات پشتيبان گيري (Backup)صورت مي گيرد تا در صورت بروز مشكل در اطلاعات سايت اختلالي صورت نگيرد. گفتني است تاكنون، 84 پايگاه اينترنتي در سايت ساماندهي ثبت شده اند كه از اين تعداد 361 وب سايت، 13وبلاگ داراي دامنه و 466 وبلاگ بدون دامنه مي باشند. بنابر خبرهاي واصله تاكنون بيش از 20نامه از طرف فعالان حقوق بشر ايراني براي اين شركت ارسال شده اند كه با عنوان مجهول سانسور عقايد خواستار تعطيلي اين سايت شده اند. به نظر مي رسد در روزهاي آتي نامه نگاري هايي هم با دولت كانادا در اين مورد انجام شود و احتمال جلوگيري از فعاليت اين سايت مي رود. از اين رو به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي توصيه مي شود با هماهنگي با وزارت ارتباطات و پشتيباني هاي لازم هرچه سريعتر سايت را به داخل ايران منتقل كند. اين هم مطلب آقاي وليزاده در ايستگاه : این نوشتار، گزارش مفصلی از تمامی جزئیات پشت پرده این طرح و نتایج فاجعه آمیز آن است که اجرای آن مساوی با نشانه رفتن امنیت ملی و تیر خلاص به حیات سایت ها و وبلاگ هاست. نکاتی در ارتباط با طرح ساماندهی پایگاههای اینترنتی ایرانی: الف- مشکلات امنیتی سایت فعلی: یک:شرایط فعلی میزبانی سایتی که قرار است اطلاعات تفصیلی تمام پایگاههای ایرانی را نگهداری کند به قرار زیر است: دو: قالب سایت از یک سایت خارجی (www.checkm8.com) کپی شده که کاری غیرقانونی و غیرحرفهای است. این دو نشانی را مقایسه کنید. سایتی که وزارت فرهنگ معرفی کرده بدون کوچکترین تغییری یک دزدی تمام عیار است: www.checkm8.com حالا مقایسه کنید با این: www.samandehi.ir پس از اعلام سرقتی بودن چهره سایت ساماندهی، مدیران آن سعی کردند فلش آن را که کپی کاملی از این سایت خارجی بود تغییر دهند و تمام توان خود را به کار گرفته اند تا هر چه سریع تر سایت تغییر قیافه دهد. شکل فعلی این سایت در حال حاضر چنین است:
سه: بخشی از اطلاعات الزامی خواسته شده دربارهی هر سایت به این شرح است: چهار: آیا میدانید فرستندگان هرزنامه برای اطلاعات کامل و دستهبندیشدهی تمام سایتهای یک کشور حاضرند چقدر پول بدهند؟ به نظر شما شرکتی که نام خود را میزبان وحشی ( wildhoster) نام گذاشته از چنین پولی میگذرد؟ چه تضمینی وجود دارد که آن شرکت چینی و یا شرکت داخلی چنین کاری نکنند؟ پنج: وزیر ارتباطات چندی پیش یکی از دستاوردهای وزارت خود را چنین اعلام کرد که «هم اکنون نه تنها برای میزبانی سایتهای ایرانی مشکلی نیست، بلکه امکان میزبانی سایتهای خارجی نیز در ایران وجود دارد.» پس چرا سایتی با چنین اطلاعات حساس در خارج از کشور میزبانی شده است؟ شش: فکرش را بکنید وقتی چنین خبری در سایتهای خارجی منتشر شود که اطلاعات حساس و محرمانهی تمام سایتهای اینترنتی ایران در یک reseller account ارزان قیمت که از یک فروشندهی دست چندم چینی یا آمریکایی اجاره شده قرار دارد، در کنار صدها سایت دیگر و بدون تمهیدات امنیتی، و تازه قالب سایت هم دزدی است، چقدر باعث حیرت و تمسخر آنها و خجالت و تحقیر کشورمان خواهد شد؟ هفت: حتا با انتقال میزبانی این سایت به یک دیتاسنتر بسیار ایمن داخلی و تحت نظارت امنیتی شدید – به طوری که دسترسی به سرور برای شرکت داخلی طراح یا میزبان سایت هم امکانپذیر نباشد، در ساختار فعلی سایت به نظر نمیرسد موارد امنیتی لازم رعایت شده باشد و احتمال دسترسی هکرها به اطلاعات سایت بسیار بالا است. هشت: اگر تمام مشکلهای امنیتی و فنی سایت حل شود و امکان هیچ دسترسی غیرمجازی به این اطلاعات فراهم نباشد (یعنی بدیهیترین شرایطی که پیش از فراخوان برای ثبت نام باید انجام میشد و الان به هیچ عنوان فراهم نیست)، مشکلات دیگری در این طرح وجود دارد که در ادامه به آنها اشاره میشود. ولی این سوال پیش میآید که کسانی که در ساخت یک سایت عادی چنین عمل کردهاند چه صلاحیتی برای بررسی و ساماندهی فعالیتهای اینترنتی یک کشور دارند؟ ب- مشکلات ثبت وبلاگها: یک: طبق تعریف آیین نامه «كليه مراكز موجود در شبكه اينترنت كه ارائه دهنده خدماتي مانند www و FTP هستند» ملزم به ثبت در وزارت ارشاد هستند و در غیر این صورت مسدود خواهند شد. با توجه به ادغام وبلاگها با سایر سرویسهای اینترنتی، آیا مثلاً کسی که در یک سایت شبکهی اجتماعی یک صفحه پروفایل دارد باید پروفایلش را ثبت کند؟ اگر در آن پروفایل وبلاگ بنویسد چطور؟ آیا کسی که داخل کشور وبلاگ مینویسد باید آن را ثبت کند ولی کسی که خارج از کشور به فارسی بنویسد چنین الزامی ندارد؟ (مگر کسی که در ایران زندگی نمیکند ملزم به رعایت قوانین ایران است؟) آیا تمام سایتها و وبلاگهای خارجی باید در وزارت ارشاد ایران ثبت شوند وگرنه مسدود خواهند شد؟ دو: چگونه میشود فهمید که نویسندهی یک وبلاگ اطلاعات خود را درست ثبت کرده است؟ تنها اطلاعاتی که کنترل میشود ای میل او است که میتواند در همان لحظه یک نشانی مثلاً در یاهو بسازد و باقی اطلاعات را نادرست بدهد یا اصلاً شیطنت کند و اطلاعات فرد دیگری را بدهد. سه: آیا کسی که بخواهد طبق تعریف آیین نامه موارد غیرمجاز منتشر کند، این کار را در وبلاگی که با اطلاعات خودش ثبت کرده انجام میدهد؟ چهار: کسی که چنین چیزهایی بنویسد در هر حال فیلتر خواهد شد، چه ثبت شده باشد و چه نه. در باقی موارد داشتن مشخصات کسی که مثلاً شعر، داستان، خاطرات روزانه، و یا در یک حوزهی تخصصی مینویسد، چه ارتباطی با اهداف ذکر شده در این آیین نامه دارد؟ پنج: فرض کنید که سرویس دهندگان داخلی را مجبور کردید ایجاد وبلاگ را منوط کنند به ثبت مشخصات دارندهی وبلاگ. نتیجهاش این میشود که کاربران به جای استفاده از سرویسهای داخلی، یکی از صدها سرویسدهندهی خارجی را انتخاب کنند. چنین کاری جز ضربه زدن به سرویسدهندهی داخلی چه حاصلی دارد؟ شش: در ادامهی فرض بالا، فرض کنید که تمام سرویسدهندگان خارجی وبلاگ و شبکههای اجتماعی و تمام اجتماعهای مجازی را هم مسدود کردید و خلاصه تمام راههای وبلاگنویسی بدون مجوز را بستید. فکر میکنید در آن شرایط از چندصد هزار وبلاگ فارسی موجود چند درصدشان برای ثبت مشخصات خود اقدام میکنند؟ مطمئن باشید تعدادشان به همان اندازه است که اعلام کنید هر جوانی باید دفتر خاطرات شخصیاش را به وزارت ارشاد ببرد و برایش مجوز بگیرد. یعنی اگر هم در اجرای طرح ساماندهیتان موفق شوید تازه توانستهاید تعداد وبلاگهای فارسی را از چند صد هزار برسانید به کمتر از یک درصد. به گمان من قریب به اتفاق وبلاگنویسان ترجیح می دهند قید این کار را بزنند تا اینکه مشخصات خودشان را ثبت کنند. هفت: در حالی که اغلب ملتهای جهان سعی میکنند حضور زبان ملی خود را در اینترنت افزایش دهند و اطلاعات موجود در اینترنت به زبان هر کشور به نوعی یک ثروت ملی محسوب میشود، کدام کشور به جز ایران تعمداً دست به نابودی داراییهای اطلاعاتی خود زده است؟ هشت: در بررسی سالیانهی مجلهی اکونومیست و شرکت آی بی ام برای سنجش شاخص آمادگی الکترونیک(e-readiness) کشورهای جهان در سال 2006 (که معتبرترین بررسی در این حوزه به شمار میرود و شاخص قدرت یک کشور در عصر ارتباطات و اطلاعات است)، ایران در ردهی آخر خاورمیانه و سه تا مانده به آخر در میان تمام کشورهای مورد بررسی قرار گرفته است. با غیرمجاز دانستن تمام سایتهای اینترنتی، تعطیلی شرکتهای سرویسدهندهی ایرانی، و تلاش برای تبدیل اینترنت به یک اینترانت ملی، احتمالاً خیالمان به کلی راحت خواهد شد چون دیگر در دنیای ارتباطات حضوری نخواهیم داشت که بخواهیم نگران رتبهی آخرمان باشیم. پ- سایتها: سایتهای خبری جدید، خبرخوانها، جوامع مجازی، سرویسدهندگان وبلاگ و بسیاری از سایتهای دیگر، به جای تحریریهی متمرکز، امکان انتشار محتوا را برای طیف وسیعی از نویسندگان فراهم میکنند و نمیتوان مسئولیت حقوقی مطالب منتشر شده را به مدیر چنین سایتهایی نسبت داد. عرف جهانی برای چنین مواردی این است که در صورت انتشار مطالب خلاف قانون، به مسئول سایت اطلاع داده شود و او آن مطلب را حذف یا دسترسی کاربر را مسدود میکند. موارد ذکر شده در آئیننامه – برقراری هر نوع پیوند که مبلغ و مروج پایگاه های اطلاع رسانی حاوی مضامین غیرمجاز باشد تخلف محسوب میشود – عملاً امکان فعالیت تمام سایتهای پیشرفتهی اینترنتی و مبتنی بر مفاهیم وب 2 را منتفی میکند. جمع بندی و پیشنهاد: به نظر میرسد راههای آسان تر و عملیتری برای رفع دغدغههای موردنظر طراحان آیین نامه وجود داشته باشد. میتوان به سادگی نشریات و خبرگزاریها را موظف دانست که تنها از سایتهای شناسنامهدار نقل قول کنند. میتوان سازمانهای دولتی و آژانسهای تبلیغاتی را موظف کرد تنها با سایتهای شناسنامهدار برای درج آگهی همکاری کنند. میتوان ثبت سایتها را اختیاری دانست و با ارائهی برخی حمایتها، آنها را به فعالیت رسمی تشویق کرد. در هر صورت به نظر می رسد طرح فعلی عجولانه و بدون مشاوره با کارشناسان تهیه شده و اجرای آن – به خصوص در مورد وبلاگها - غیرعملی، بیفایده و محکوم به شکست است. امیدواریم وزیر محترم و هوشیار فرهنگ و ارشاد اسلامی و دیگر مسئولان با بررسی مجدد این طرح، اجرای آن را تا انجام تغییرات جدی و عمده متوقف کنند. و به مدیران سایتها توصیه میشود تا حل مشکلات فنی و امنیتی و ارائهی تضمین از سوی دولت برای حفظ امنیت اطلاعات و همچنین امکان طرح شکایت و دریافت خسارت در صورت افشای اطلاعات محرمانهشان، از ثبت اطلاعات سایت خود در یک محیط ناامن پرهیز کنند. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 18:26 توسط مریم
|
|
||
|
|
|
|
|
اگه جاي من بوديد و روزانه اندازهي موهاي سرتون وبلاگ جستجو ميكرديد نميتونستيد مقاومت كنيد و وارد اعترافات وبلاگي نشيد، اعترافاتي كه به بازي يلدا معروف شد...
البته معتقدم كه آدم فقط بايد به درگاه خدا اعتراف كنه و پردهدري از اسراري كه خدا اونها رو پوشونده رو هرگز نميپسندم اما .... البته يه اعتراف كه هيچكي منو به بازي وبلاگي دعوت نكرده و من بيدعوت اومدم 1- از همهي موجودات جاندار غير از آدما تا حد مرگ ميترسم از مورچه و سوسك و جوجه رنگي و ... گرفته تا گربه و پلنگ و شير و دايناسور.... 2- تو بچگي هيچ وقت چيزي رو درست نميخريدم مامان ميگفت هويج بخر پياز ميخريدم ... به جاي نون پاككن خريدم ... به جاي نمك آرد خريدم ... يه بار هم كشك خريده بودم و تا خونه همشو خوردم ... 3- توي مدرسه به كرات كيفم رو جا ميگذاشتم و مامانم هميشه ازم ميپرسيد مگه تو غير از كيفت چيز ديگهاي هم ميبري كه همونم جا ميذاري؟ ۴- من تو يه جريان ناخواسته افتاده بودم كه هيچ وقت نتونستم در برابرش مقاومت كنم ... تو دانشگاه ما بايد گرايش انتخاب ميكرديم و من هميشه خبرنگاري اجتماعي رو دوست داشتم اما به تدريج كه ديدم همه دوستام دارن ميرن گرايش استراتژيك، من هم رفتم. اولا هيچي سر در نميآوردم اما بالاخره علاقمند شدم ... اونقدر كه اومدم ايسنا و به اصرار رفتم سرويس سياسي خارجي ... وقتي منو از سرويس سياسي خارجي بيرون آوردن، يه جوري اشك ميريختم انگار كشته مردهي اين بحثا بودم در حالي كه در واقع نبودم... از اونجا رفتم سرويس پارلماني و تحصن مجلس ششم رو اونجا بودم بعد از اون هم آوردنم سرويس سياسي و به خاطر آشنا بودن با نمايندههاي مجلس ششم حوزه مشاركت رو به من دادن به هر حال همه فكر ميكردن من عرق سياسي دارم و كشته مردهي سياست و اين حرفام ... اما من اصلن علاقهاي به سياست نداشتم و ندارم ... يه جوري اين سياسي بودن من تو اذهان جا گرفته بود كه وقتي ازدواج كردم همه فكر ميكردن يه دوم خردادي دو آتيشه با حامد ازدواج كرده... 5- من هميشه بيش از حد خجالتي بودم. هيچ وقت حتي تو مغازه براي خريد نميرفتم حتي بعد از اينكه خبرنگار شدم باز هم خجالتي بودم ... از وقتي يادمه در حال خوددرماني بودم تا اين خجالت از بين بره ... اعتماد به نفس پاييني هم داشتم اما اينقدر تمرين اعتماد به نفس و غلبه بر كمرويي ميكردم كه يه وقتايي از اون ور بوم ميافتادم و پر رو و گستاخ ميشدم. از حامد عزيز هم ميخوام كه اعتراف كنه و تو بازي وبلاگي شركت كنه حتمن نوشتههاش خيلي جذاب ميشه... همينطور از دوستاي خوبم ليلا گندمك، پابرهنه و ايستگاه اتوبوس هم دعوت ميكنم وارد گود بشن! |
||
|
+
نوشته شده در شنبه شانزدهم دی 1385ساعت 18:17 توسط مریم
|
|
||
|
|
|
|
|
خيلي دوست دارم وبلاگم رو زنده كنم اما نميشه!
1- تو محل كارم وبلاگها فيلتره و نزديك به يك ساله كه دارم با مشقت اين وضع رو تحمل ميكنم!
2- درسته كه كارهام رو با فيلترشكن راه مياندازم اما وبلاگ رو نميشه با فيلترشكن به روز كرد همه چيز غير از تكست عادي بدون ويرايش با فيلترشكن غير فعال ميشه!
3- حتي نميتونم كامنتهام رو تاييد كنم و حتي نميتونم كامنت بذارم
4- تو خونه هم كه مودم كار نميكنه هنوز هم سيدي مودم رو پيدا نكردم كه نصبش كنم
5- شايد همه اينها بهونه باشه و مصداق اين ضرباملثل باشم كه ميگه "عروس" بلد نبود برقصه ميگفت زمين كجه"
به هر حال راههاي رسيدن به خدا زياده! احتمالن اگه دوباره دست به كيبرد بشم ديگه زمين كج هم مانع نشه البته المتاس دعاي ما گريبان آقاي همسر رو هم ميگيره....
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه یازدهم دی 1385ساعت 18:4 توسط مریم
|
|
||