تبليغاتX
انگشتان جوهری
...و پرستوها در گودي انگشتان جوهريم تخم خواهند گذاشت..
انتشار نامه محرمانه امام خميني درباره‌ پذيرش قطعنامه بعد از 18 سال از سوي هاشمي رفسنجاني و در پي اظهارات محسن رضايي در ظاهر هم موضوع ساده‌اي نيست اما غير از پيچيدگي‌هاي ظاهري در عمق هم پيچيدگي‌هايي دارد كه براي تحليل اين پيچيدگي‌ها بايد پيچيدگي‌هاي رفتاري هاشمي، شرايط خاص سياسي و موضوعات مهم درسياست خارجي به خصوص مساله‌ي هسته‌اي را در نظر گرفت.

ظاهر ماجرا اين بود كه هاشمي در مصاحبه‌اي با همشهري در پاسخ به اين سوال كه چرا در سال 67 قطعنامه را پذيرفتيم و جنگ تمام شد؟ گفت: دولت در آن موقع اعلام كرد كه ديگر قادر به تدارك مالي نيست. از لحاظ ابزار جنگ هم آقاي محسن رضايي نامه‌اي به امام نوشت و تجهيزات متعددي از جمله چند صد هواپيما و تعداد زيادي توپ و تانك خواست... . به دنبال اين اظهار نظر، رضايي هم در مصاحبه‌اي با بازتاب جواب هاشمي را داد و گفت كه در پايان جنگ با وجود طراحي استراتژي نظامي عملا استراتژي سياسي عمل مي‌شد پس از آزادسازي خرمشهر سياست بود كه عمليات‌ها را طراحي مي‌كرد. تنها زماني كه از سپاه خواستند طرحي را براي استراتژي نظامي بدهد در سال‌هاي پاياني جنگ بود كه ارتش عراق حملاتي را آغاز كرده بود و سپاه هم اعلام كرد كه براي تغيير استراتژي سياسي به نظامي بايد امكاناتي فراهم شود كه بتوان بغداد را فتح و جنگ را تمام كرد. وقتي اين نامه به آقاي هاشمي نوشته شد، ايشان نامه را پيش امام بردند و گفتند سپاه اين امكانات را مي‌خواهند و وزراي اقتصادي هم گفته‌اند اين امكانات را نداريم. در حقيقت مشكلي كه بايد سياسيون حل مي‌كردند را به ميدان امام انداختن و نتيجه آن پذيرش قطعنامه 598 بود... و انتشار نامه‌ي محرمانه امام از سوي هاشمي به همين بهانه بود ...

 انتشار اين نامه در روزهايي كه فضاي سياسي كشور چندان آبستن خبرهاي مهم و تاثيرگذاري نبود يك زلزله‌ي خبري و شايد يك زلزله‌ي سياسي محسوب شود... انتشار اين نامه در واقع افشاگري درباره‌ي روزهايي است كه كمتر از آن گفته شده و شايد هميشه با ابهام و اما و اگر از آن مي‌شنيديم و اگر از اين لحاظ اين اقدام هاشمي را "الف" بازگو كردن محرمانه‌هاي آن دوران بدانيم نمي‌توان حدس زد كه تا "ي" رفتن هاشمي در اين ماجرا به كجا مي‌انجامد و انتشار محرمانه‌ها در شطرنج سياسي كشور حركتي به نفع يا به ضرر چه فرد يا جرياني محسوب مي‌شود.

نمي‌توان باور كرد كه هاشمي در يك دوئل با محسن رضايي تير خلاص را به او زده و با انشتار محرمانه‌اي آن هم با اين ابعاد او را در چند جهت تخريب كرده است چون رضايي هميشه‌ و حداقل پيش از انتخابات رياست جمهوري نهم از نيروهايي محسوب مي‌شد كه در اردوگاه هاشمي است و ضرب شست نشان دادن به كسي كه در هيچ عرصه‌اي رقيب هاشمي محسوب نمي‌شود چه فرصتي براي هاشمي خواهد بود؟

هنوز تحليل خاصي از صاحبنظران سياسي درباره‌ي رفتار هاشمي نديده‌ام و به نظر مي‌رسد بسياري از اينكه در اين بازي شطرنج در طرف مقابل هاشمي قرار بگيرند واهمه دارد چرا كه هنوز نقطه‌ي مقابل هاشمي در اين بازي معلوم نيست.

 اقدام هاشمي نه تنها گريبان محسن رضايي بلكه گريبان كسان ديگري كه امروز در كنار هاشمي و نه در نقطه‌ي مقابل او هستند را گرفته است و مهم‌تر از همه گريبان نظام را در مساله‌ي هسته‌اي چرا كه اين سند محرمانه حاوي چند كلمه‌ بود كه شايد در داخل براي همه‌ ناظران و تحليل‌گران فاقد هرگونه‌ي معناي خاصي باشد اما بلافاصله مبناي تحليل‌هاي سودجويانه رسانه‌يي مثل بي‌بي‌سي قرار گرفت.

نكته‌ي ديگر اين است كه هاشمي با انتشار اين نامه "با دوستان مروت نكرد" و شايد پرده‌ي دوم اين نمايش مصرع دوم همين شعر باشد و بايد ديد "با دشمنان مدارا" نكردن او چگونه خواهد بود.

نكته‌ي ديگري كه به نظر من"جوجه خبرنگار" مي‌رسه اين است: با توجه به اينكه بر اساس ماده 24 قانون مطبوعات انتشار اسناد محرمانه از سوي مطبوعات جرم حساب مي‌شود، رسانه‌ها با انتشار آن بي‌احتياطي به خرج دادند و در واقع انتشار اسناد محرمانه در انحصار كساني است كه منافع و مصالح نظام را تشخيص مي‌دهند و هاشمي بار ديگر جايگاه خود را در مناسبات سياسي به نمايش گذاشت.

حركت هاشمي بي‌ترديد يك زلزله سياسي بود كه تحليل پس‌لرزه‌هاي آن به سادگي امكان پذير نيست و معماي پيچيده‌اي را پيش‌روي تحليل‌گران و بازيگران سياسي ايجاد كرده است.

 پ.ن: سخنگوی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم خبر داد:

 موافقت نهایی هاشمی رفسنجانی برای کاندیداتوری در انتخابات مجلس خبرگان

+ نوشته شده در  شنبه هشتم مهر 1385ساعت 13:3  توسط مریم   |